نخستين مرجع تعیین و اعلام قیمت پایه محصولات معدنی و صنایع معدنی وابسته

گفت و گوی «معدن 24» با دبیر انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان سنگ آهن ایران

قیمت خرید عادلانه سنگ آهن، حتی به نفع شرکت های فولادی است/ تعامل بی سابقه وزارت صنعت و معدن با معدن داران در قیمت گذاری سنگ آهن

0 232

اخیراً و با توافق معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارت صنعت، معدن و تجارت از یک سو و تشکل های صنفی مرتبط با استحصال سنگ آهن و تولید فولاد از سوی دیگر، مقرر شد تشکل های بخش خصوصی نحوه قیمت گذاری کُل اقلام زنجیره ارزش فولاد از معدن تا فولاد را به این معاونت ارائه کنند و تصمیم گیری نهایی با حاکمیت خواهد بود.
در حال حاضر معدن داران و تولید کنندگان سنگ معدن آهن و اقلامی از قبیل سنگ آهن دانه بندی و کنسانتره آهن، قیمت خرید شرکت های فولادی را سودآور و عادلانه نمی دانند.
در همین چارچوب و به منظور بررسی این موضوع همیشه پُر چالش حوزه معدن و فولاد، با سعید عسکرزاده، دبیر انجمن تولید کنندگان و صادر کنندگان سنگ آهن ایران، گفت و گوی اختصاصی داشته ایم که آن را می خوانید.

آقای اسماعیلی معاون جدید امور معادن و صنایع معدنی وزارت صنعت و معدن، اعلام کردند که ارائه پیشنهاد نحوه قیمت گذاری زنجیره ارزش فولاد به 4 انجمن و تشکل از جمله خانه معدن و انجمن سنگ آهن سپرده شده است.
تا الان وضعیت جلسات و مذاکرات این 4 تشکل چگونه بوده و آیا به توافق و اجماع نظر رسیده اید؟

-اولین بار است که مجموعه وزارتخانه، اینقدر پیشنهادات را با صراحت و شفافیت از بخش تشکلی و نهادهای صنفی حوزه معدن اخذ می کند و 4 تشکل را مامورد کرد که به توافقی در خصوص قیمت گذاری برسند.
از این 4 تشکل، دو انجمن مرتبط با موضوع هستند از جمله انجمن سنگ آهن ایران و انجمن تولید کنندگان فولاد ایران. دو مجموعه خانه معدن ایران و کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی و صنایع ایران هم در کنارشان خواهند بود.
تا الان هم جلسات متعددD داشته ایم و چندین فرمول برای قیمت گذاری بررسی شده. ما پیشنهادمان را ارائه کردیم ولی هنوز بحث نهایی در مورد آن انجام نشده. قرار بود امروز دوشنبه 22 اردیبهشت در ساعت 16 جلسه ای برگزار شود ولی این جلسه به فردا موکل شد و در این جلسه، ممکن است پیشنهاد ما حک و اصلاح شده و به نتیجه برسد.

پیشنهاد که ارائه شده، نظر مشترک هر 4 تشکل است؟

-بله و فکر می کنم هم عدالت را در طول زنجیره ارزش فولاد در پی خواهد داشت و هم بخش معدن که نسبت به آن غفلت شده، مورد توجه قرار خواهد گرفت.
متاسفانه تا الان به سرمایه گذاری در بخش معدن، با جدیت نگاه نشده و متولی سابق آن یعنی معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارتخانه (جعفر سرقینی)، در بحث های توسعه ای جدی نبود.
ما در سال 1398 مطابق با آمار وزارتخانه در حوزه معدن، شاهد کاهش سرمایه گذاری بودیم و غفلت از سرمایه گذاری، باعث آسیب دیدن کل زنجیره فولاد شده. ما امیدوار هستیم با اصلاح قیمت ها و توازن در کسب سود همه بخش ها، بخش معدن نیز مورد توجه سرمایه گذاران قرار بگیرد و بتوانیم رشد کل زنجیره ارزش را داشته باشیم.

در شهریور سال 1398 که اخذ عوارض 25 درصدی بر صادرات سنگ آهن تصویب شد، بعضی از فعالان معدن می گفتند که این عوارض به نفع فولادی ها تعیین شده.
در وضعیت فعلی و با ترکیب این 4 تشکلی که قرار شد پیشنهاد قیمت گذاری را برای زنجیره ارزش فولاد به وزارت صنعت و معدن ارائه کنند، آیا کفه به نفع معدنی ها و معدن داران، سنگین شده؟

-در وضع عوارض 25 درصدی، برخی هماهنگی های غیر کارشناسی اعم از هماهنگی های سیاسی و رفتارهای پوپولیستی و رسانه ای دست به دست هم داد و در شرایطی که ما در تمام حلقه های بالادستی زنجیره فولاد، مازاد مصرف داخلی داشتیم، به سمتی رفتیم که این مازاد مصرف نتواند صادر شود.
این کار باعث شد در کوتاه مدت، مجموعه های فولادی احساس کنند که سود می کنند. چون بالاخره وقتی مازاد عرضه، در یک کالا وجود دارد و محدود به عرضه کردن در داخل کشور شود، طبیعی است که برای مصرف کننده و شرکت فولادی، رانت ایجاد شده.
در این حالت، آن مصرف کننده به خودش اجازه می دهد با ما درباره قیمت و نحوه پرداخت پول چانه زنی کند.
این دوستان در آن بخش احساس خوبی داشتند و متوجه این موضوع نبودند که در طولانی مدت به ضرر خودشان خواهد شد ولی ما باید فراتر از نگاه بخشی، به مسائل کل زنجیره تولید توجه داشته باشیم.
به دلیل این که چنین عوارضی، سرمایه ها را از بخش معدن، فراری می دهد، بخشی از این نوع بنگاه ها را تعطیل می کند و بخشی از این بنگاه ها که در حال ساخت بودند سرعت خودشان را کُند می کنند و انگیزه فعالیت را از آنها می گیرد.
ما فکر می کنیم با این اصلاح قیمت ها، این مشکل اصلاح و تصحیح شود و اشتباهی که در سال 1398 انجام شد، به نقطه درست خودش برگردد.
ما باید شرایط را به گونه ای فراهم کنیم که با اندک تشویق تولید کنندگان واحدها و تحریک عِرق ملی و تمایل به توسعه و ترقی کشور، همه را قانع کنیم که مواد معدنی تولید شده را در داخل کشور عرضه کنند مگر این که مازاد بر مصرف داخلی وجود داشته باشد.

با اصلاح قیمت ها که رضایت فعالان بخش معدن را در پی داشته باشد، چه تغییری در وضعیت فعالیت معادن به طور واقعی ایجاد می شود؟

-اگر شرایط به شکلی شود که برای تولید کننده جذابیت داشته باشد، خیلی از معادن قابلیت دارند که دوباره راه اندازی شوند چرا که معادن کوچک و متوسط ما، در سال گذشته تقریباً در رکود و خمودگی فرو رفتند و با این اتفاق، وارد مدار فعالیت می شوند و این کار ارزش دارد.
البته بر اساس مطالعات بین المللی، معادن بزرگ به لحاظ قیمت تمام شده، حدود 34.7 درصد هزینه تمام شده پایین تری دارند. در نتیجه، این معادن بزرگ نمی توانند ملاک باشند در این که بگوئیم این تصمیم در بخش معدن تاثیر گذاشت یا نه.
هر قیمتی که تعیین شود باز به دلیل این که قیمت تمام شده معادن بزرگ، پایین تر است، این نوع معادن می توانند به کار خودشان ادامه بدهند ولی از این طرف، وقتی که در فعال سازی معادن کوچک تحریک ایجاد کنید و آنها را بهره ور کرده و شرایط جذابی را برای سرمایه گذاری ایجاد کندید، شکوفایی در بخش معدن رخ می دهد.

آقای اسماعیلی در اولین نشست خبری خودشان از زمان پذیرش مسئولیت معاونت امور معادن وزارت صنعت و معدن که در روز 11 اردیبهشت ماه جاری برگزار شد، اعلام کردند که سود به شکل عادلانه در زنجیره فولاد توزیع نمی شود.
ما می دانیم یکی از مزیت های معادن ایران، استفاده از انرژی ارزان است. در حال حاضر که معادن از انرژی ارزان قیمت استفاده می کنند ولی سنگ آهن را با قیمت مطبلوب خودشان نمی فروشند، چقدر سودآور هستند؟

-تنها چیزی که به معادن داده می شود سهمیه گازوئیل است. بخشی که از سهمیه انرژی استفاده می کند، بخش فولاد است. کارخانه فولاد، برق چند صد مگاواتی را با تعرفه ای دریافت می کند که در هیچ کجای دنیا با این قیمت نمی فروشند.

*اما معادن کشور ما از گازوئیل و برق استفاده می کنند.

-این استفاده، خیلی جزئی است.

بالاخره معادن کوچک و متوسط با این قیمت های خرید که فولادی ها تا الان داشته اند، آیا نسبت به هزینه تمام شده هر معدن، سود قابل توجهی دارند یا نه؟

-الان سود ندارند ولی اگر قیمت ها اصلاح شود، این معادن جان می گیرند. بالاخره ما در بخش معدن، چیزی به نام «عیار حد» داریم. برای مثال، می گوئیم این معدن با هزینه ها و گرفتاری های بهره برداری و نسبت باطله هایی که دارد، تا سنگ آهن با عیار 25 درصد برای ما قابل استحصال است.
ما شرایط را به گونه ای پیشنهاد کرده ایم که عدد عیار حد، از 25 به 20 درصد بیاید. با این کار، بخش عمده ای از باطله (ضایعات فرآیند جداسازی بخش ارزشمند از غیر ارزشمند معدن) که دور می ریزیم، وارد چرخه تولید می شود.
البته با کارهایی که در سال 1398 انجام شد، هزینه تمام شده را بالا برده شده و مثلا عیار حد از 7 درصد به 40 درصد بالا آورده شده. با این کار، هر چه معدن زیر عیار 40 درصد داریم تعطیل می شوند.
از یک طرف، معادن بزرگ فعال که عیارهای مختلف دارند، نیمی از ماده معدنی را که تا عیار 25 درصد استحصال می کردند، الان کل فاصله 25 تا 40 درصد را باطله می دانند. به همین دلیل، اتفاق وحشتناکی می افتد.
با این کارها، ما منابع ملی را نابود می کنیم. بسیار مهم و ارزشمند است که با دقت به این موضوعات توجه شده و بر آنها توافق شود که یک مورد مهم، همین موضوع است.

در سال 1394 و در سومین همایش سنگ آهن که متمرکز بر بحث چالش های زنجیره ارزش سنگ آهن تا فولاد بوده، تفاهم شده بود که نگرانی ها درباره قیمت گذاری برطرف شود ولی در سال 1397، جنابعالی، گفته بودید که نابسامانی وجود دارد و هر کدام از بخش های زنجیره تولید، نابسامان شود، سایر بخش ها هم نابسامان می شوند.
ماجرای نحوه قیمت گذاری تا الان ادامه پیدا کرده است. آیا فکر می کنید در سال 1399، در نهایت مشکل قیمت گذاری در حوزه زنجیره ارزش فولاد، به طور کامل حل می شود؟

-ما بسیار امیدوار هستیم و اگر این اتفاق بیفتد، سال 1399، سال رونق بخش معدن خواهد بود. متاسفانه بخش معدن، از بخش های مغفول مانده در اقتصاد ایران است. ما 364 معدن سنگ آهن دارای پروانه بهره براری داریم ولی معادنی که همین الان فعالیت می کنند بالای 150 واحد نیستند.
اتفاقی که در سال 1397 رخ داد، این بود که خوشبختانه تعداد معادن فعال به 204 واحد رسید ولی یک تصمیم غلط و کار غیر کارشناسی، باعث شد بخش عمده ای از معادن ما از مدار رونق و تولید بیفتند.
اگر الان تصمیم درستی اخذ شود بخش معدن ما این قابلیت را دارد که در سال 1399 دوباره جان بگیرد.

آقای جعفر سرقینی به مدت 15 سال معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارت صنعت و معدن بوده اند.
آیا نمی شد دغدغه های بخش معدن را در مورد قیمت گذاری ها با ایشان مطرح کنید که الان شما تا این حد نسبت به دوره و سال های قبل نظر منفی نداشته باشید؟

-من بعید می دانم کسی بتواند بگوید در دوره معاونت سابق امور معاون و صنایع معدنی وزارتخانه، گوش شنوایی وجود داشت. ما بیش ترین تاثیرگذاری را داشتیم ولی می توانم بگویم میزان تاثیرگذاری ما بیش از 5 درصد نبود.
برخی صحبت های ما اصلاً شنیده نشدند و می توانم مثال هایی بزنم که عجیب و غریب است. برای مثال بر صادرات کرومیت [کاربرد در تولید فولاد ویژه] عوارض 25 درصدی وضع کردند ولی کرومیت اصلاً مصرف داخلی ندارد.
سوال این است که این نوع عوارض وضع کردن چه نتیجه ای دارد. نتیجه این است که صادرات کرومیت، غیر اقتصادی شود و دیگر صادر نشود. گویا انگیزه ای در کار بود که این نوع معادن را تعطیل کنند.

هدف اصلی که توسط مقامات وزارت صنعت و معدن، مطرح می شد این بود که با خام فروشی مقابله و فرآوری سنگ معدن، تشویق شود.

-اثبات کردن این که سنگ آهن، مازاد بر مصرف داخلی داشته ایم سخت است وهر چه من بگویم شما می گویید آمار بدهید و وقتی هم آمار می دهم شما به آن ایراد وارد می کنید ولی راجع به کرومیت می توانم با قاطعیت این حرف را بزنم.

به نظرتان، آیا تولیدات معادنی که واقعا مصرف داخلی نداشتند باید از عوارض 25 درصدی مستثنی می شد؟

-ما باید به دنبال ایجاد ارزش افزوده باشیم ولی در زنجیره فولاد، به خاطر همین تصمیماتی که اخذ شد فسادهای چند هزار میلیاردی اتفاق افتاد. این آماری که می گویم مربوط به سال 1398 و واقعی است. مگر می شود ما بتوانیم فولاد خام را با قیمت 380 دلار صادر کنیم ولی بگوییم صادر نکن و با آن میلگرد ایجاد کرده و ارزش افزوده ایجاد کنیم.
این طور می شود که پول برق و آب بسیار اندک گرفته و برق و آب واحدهای نورد را تامین کنیم و شمش فولاد را به میلگرد تبدیل کنیم و بعد با قیمت 350 دلار بفروشیم. این نوع کارها واقعاً خنده دار است.
در تولید میلگرد، حداقل 5 درصد از شمش فولاد هدر می رود و انرژی و آب زیادی باید صرف تولید میلگرد کرد اما بعداً آن را با قیمت 350 دلار فروخته ایم. کجای این کار ارزش افزوده است.
البته ما همین الان هم، اعتقادی به خام فروشی نداریم. از نظر ما کلوخه سنگ آهن، خام است و صادرات سنگ آهن کلوخه نداریم ولی بقیه حلقه ها کارخانه دارد و محصول بوده و خام نیست.
بالاخره برای سنگ آهن دانه بندی، اعداد و ارقام بالایی هزینه می شود و اگر سنگ آهن به کنسانتره و گندُله تبدیل شود، هزینه دارد. مثل این است که ما بخواهیم همه شیر خام موجود در کشور را به بستنی تبدیل کنیم. در حالی که ما اینقدر بستنی نیاز نداریم و باید ماست و پنیر هم تولید کنیم. اساساً نگاه صفر و یکی داشتن به اقتصاد، غلط است.

آقای سرقینی می گفتند کنسانتره و سنگ آهن دانه بندی هم خام هستند و باید مانع خام فروشی شد. الان آقای اسماعیلی، معاون جدید امور معاون وزارت صنعت و معدن، دقیقاً چه نظری دارند و آیا کنسانتره و سنگ آهن دانه بندی را خام می دانند یا نه؟

-آقای سرقینی حتی می گفت گندُله و آهن اسفنجی هم خام هستند و برای آهن اسفنجی هم عوارض 25 درصدی در نظر گرفتند. ایشان کارهای فراقانونی انجام می داد اما آقای اسماعیلی، نماینده مجلس بوده و قانون را می فهمد.
ایشان متولی نقشه راه معدن بوده و می فهمد چه کار کند که معدن از رونق نیفتد و به طور کامل فرآیند خام فروشی را درک کرده و کمک می کند که این اتفاق رخ ندهد.
از آن طرف بها می دهد به کسانی که در صنایع معدنی و تبدیل مواد به محصولات قابل فروش، سرمایه گذاری کنند.
فطعاً اقای اسماعیلی، کنسانتره را خام نمی داند. در مورد دانه بندی نمی دانم چه نظری دارند ولی این موضوع بستگی به سیاست های ایشان دارد به نظرم، اگر بخواهد به موضوع سختگیرانه نگاه کند، نمی گوید خام است و می گوید ارزش افزوده پایینی دارد و اجازه بدهید ارزش افزوده بالاتری ایجاد شود یعنی حرف های ایشان، غیر کارشناسانه نیست و حداقل الان چنین نظری دارند.

بر اساس گزارش مرکز پژوهش های مجلس، در سال 1398 در حد 20 میلیون تُن فولاد خام در کشورمان تولید شده و 4 میلیون تُن هم محصولات فولادی. آقای اکبریان رئیس انجمن سنگ آهن در 19 اسفند 1398 گفته اند که 90 میلیون تُن سنگ آهن در سال 1398 تولید شده.
آیا این 90 میلیون تُن پاسخگوی نیازهای کارخانه های فولادی هست و می تواند مقداری صادر شود یا پاسخگو نیست؟

-قطعاً ما سنگ آهن مازاد بر مصرف داخلی داریم.

در حال حاضر دولت در تعیین قیمت فولاد وارد شده به بورس کالای کشور و در نتیجه سنگ آهن، مداخله کرده و تلاش می کند قیمت ها را در حد پایین و کمتر از قیمت های جهانی نگه دارد تا مردم ما تحت فشار قرار نگیرند.
در نهایت با بحث هایی که در چارچوب 4 تشکل مرتبط با معدن و فولاد مطرح شده، آیا به طور مشخص می خواهید قیمت سنگ معدن را با قیمت جهانی به شرکت های فولادی ایرانی بفروشید؟

-خیر. ما فقط می خواهیم قیمت های جهانی معیار باشد. برای مثال اگر قیمت جهانی، یک عدد مشخص است، می خواهیم قیمت فروش سنگ آهن ما، درصدی از این عدد پایین تر باشد.

انجمن تولید کنندگان سنگ آهن چه نظری دارد و مایل است قیمت سنگ آهن چقدر از قیمت های جهانی پایین تر باشد که با فروش آن به کارخانه های فولاد داخلی، برای شما هم سودآور باشد؟

-ما فرمول طراحی کرده ایم و برای موضوعات مختلف، متفاوت است.

بالاخره سنگ آهنی که عیار مناسبی دارد چه قیمتی داشته باشد و چقدر از قیمت های جهانی پایین تر باشد که در زنجیره ارزش فولاد، سود به شکل عادلانه تقسیم شود و معدن داران هم راضی باشند؟

-من الان نمی توانم عدد خاصی را بگویم. چون فرمول دارد و فرمول را هم نمی توانم بگویم چون هنوز تصویب نشده. اگر پیشنهاد ما، مورد قبول قرار بگیرد و عملیاتی شود، باز هم اختلاف زیادی با قیمت های جهانی خواهد داشت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.