نخستين مرجع تعیین و اعلام قیمت پایه محصولات معدنی و صنایع معدنی وابسته

گفت و گوی «معدن 24» با دبیر انجمن کارفرمایان صنعت سیمان

سیمان ایران و ظرفیت سازی 86 میلیون تُنی تولید

0 103

 

معدن 24- صنعت سیمان، یکی از صنایع با سابقه و پیشینه کشور است و بر اساس آمار و اطلاعات موجود، کل ظرفیت تولید سیمان ایران 86 میلیون تُن در سال است. در این میان و در سال های اخیر صادرات کلینکر و سیمان به کشورهای همسایه از جمله عراق، کویت، چین و هندوستان انجام شده و در جریان است.
در گفت و گوی «معدن 24» با عبدالرضا شیخان، دبیر انجمن صنفی کارخانجات سیمان ایران، وضعیت این صنعت کشور مورد کند و کاو قرار گرفته است که آن را می خوانید.
*****

*در اواخر سال 1397 جنابعالی به عنوان دبیر انجمن صنعت سیمان گفته بودید که صنعت سیمان در سال 1398 بهتر از سال 1397 نخواهد بود، اما در اردیبهشت سال 1399 یعنی امسال درباره سال گذشته گفته اید که تولید 60 میلیون تُن سیمان داشتیم و سال 1398، سال بسیار خوبی بود.
چه اتفاقی افتاد که در اوایل امسال، از وضعیت سال 1398 راضی هستید؟

-از سال 1393 به بعد، یک رکود در کشور ایجاد شد و رکود ساخت و ساز، خیلی موثرتر از مسائل دیگر بوده و باعث شده، هیچوقت به ظرفیت سازی انجام شده نرسیده ایم. در سال 1397 که اظهار نظر کردیم، تصور می کردیم که باز همان وضع، اتفاق می افتد و فکر نمی کردیم روند بهتری را تجربه کنیم.
در دهه 80 رشد صنعت سیمان در کشور ما شروع شد. در آن سال ها ظرفیت سازی شد و کارخانجات جدید سیمان اضافه شدند. در آن مقطع زمانی، پیش بینی می شد که رشد اقتصادی 8 درصدی در کشور داشته باشیم تا سیمان تولید شده به مصرف برسد.
وقتی که به رکود اقتصادی برخورد کردیم و خصوصاً از سال های 1392 و 1393 به بعد، دیگر پیش بینی ها نمی توانست درست باشد. برای این که رشد اقتصادی 8 درصد محقق نشد و حتی رشدهای منفی داشتیم. در نتیجه این وضع، به صنعت سیمان خیلی آسیب زد.

*پس شما افزایش ظرفیت داشته اید ولی رکود اقتصادی باعث شد که کمتر از ظرفیت تاسیس شده، تولید سیمان داشته باشید؟

-بله؛ به دلیل این که در صنعت سیمان، ظرفیت سازی شده بود و هزینه ها بر اساس ایجاد ظرفیت انجام شده بود ولی عملاً ناچار بودیم با ظرفیت پایین تر تولید و توزیع کنیم. در سال 1397 که درباره سال آینده صحبت کردیم، روند سال های 1395، 1396 و 1397 تقریباً مثل هم بود.
در سال 1398، به دلیل این که ما توانستیم مقدار بیش تری سیمان تولید و عرضه کنیم، ساختمان سازهای ما به سمت ساخت ساختمان های بتونی رفتند یعنی وقتی دیدند فولاد، خیلی گران شده، شروع به ساخت سازه های بتونی کردند.
به دلیل این که قیمت سیمان، ارزان بود، برای آنها استفاده از سیمان به صرفه تر بود. از نظر محکمی و ضد زلزله بودن هم، این نوع سازه به مراتب، خیلی بهتر از استراکچرهای فلزی بود.
ساخت استراکچر فلزی، گران تر تمام می شد و از طرفی، هزینه ساخت بالا می رفت، ساختمان سازان به سمت بتونی کردن ساختمان و استفاده از سیمان روی آوردند.
در نتیجه میزان مصرف سیمان، بالا رفت یعنی مصرف فولاد و سیمان، در این زمینه به هم ربط پیدا می کنند. از آن طرف، هزینه ها بالا رفته و قیمت تمام شده تولید سیمان بالا می رفت، ما توانستیم مجوز افزایش 37 درصدی نرخ را بگیریم و در تیر ماه سال 1398 اِعمال کنیم.
این وضع، همزمان شد با تناژ بالاتری که همکاران ما داشتند می فروختند به دلیل بازار بهتری که پیدا کرده بودند و قیمت مناسب تری شده بود. بر این اساس، خیلی سودآوری شرکت ها بهتر شد و شرکت هایی هم که زیان انباشته داشتند، به سوددهی رسیدند.
خوشبختانه سال 1398، سال خوبی بود. برای این که نه کارخانه سیمانی به تعطیلی کشیده شد و نه مشکلات مالی پیدا کرد و با چنین وضعیتیف وارد سال 1399 شدیم.

*صادرات به کدام کشور برای فعالان صنعت سیمان خوشایند بود؟

-در سال 1398 به دلیل این که کشور چین، تعدادی از کارخانه های سیمان خود را متوقف کرده بود یک درخواست کِلینکِر (ماده اولیه سیمان) در دنیا به خاطر ایجاد تغییرات چین در ساختارهای خودش، اضافه شد.
در این سال، اصلاً چین هم وارد کننده کلینکر شد و از این طریق، می شود گفت که ما سال خوبی از نظر صادرات هم داشتیم.
میزان صادرات سیمان و کلینکر ما در سال 1398، به 17 میلیون تُن رسید که یک رکورد تازه در دوره بعد از سال 1393 بود. ضمن این که بحث درآمد ارزی هم مطرح بود و قیمت ارز در سامانه نیما بانک مرکزی، بالا رفته بود.
همهه این عوامل باعث شد روند مطلوبی را در سال 1398 در صنعت سیمان داشته باشیم و تجربه کنیم.

*اگر افزایش قیمت 37 درصدی سیمان در تیر ماه سال گذشته اتفاق نمی افتاد شرکت های سیمانی، قطعاً در زیان بودند و چنین وضعیتی حاکم بود؟

-شرکت های سیمانی برای این که حداقل به فعالیت خود ادامه بدهند و تعطیل نشوند چند راه دارند. اصلاً سودآوری، بحث کاغذی قضیه است یعنی این که روی پای خودشان بایستند و هزینه های جاری خودشان مثل حقوق و دستمزد، برق و سوخت را پرداخت کنند.
اگر افزایش 37 درصدی اتفاق نمی افتاد برآورد ما این بود که کارخانجات ناچارند هزینه های خودشان را پایین بیاورند. بدترین حالت در زمان کاهش دادن هزینه، این است که نیرو تعدیل کنیم.
کارخانه استاندارد با ظرفیت تولید یک میلیون تُن در یک سال، باید حدوداً 150 تا 160 نفر و حداکثر 200 کارگر داشته باشد. همه ما الان دو تا سه برابر، بیش از این ارقام داریم. بالاخره صنعت سیمان، صنعت خوبی بوده یا کارخانه در مناطق محروم تاسیس شده و بحث های اجتماعی مطرح بوده. ما اگر مجوز افزایش 37 درصدی قیمت را نمی گرفتیم و تعدیل نیرو می کردیم، مسائل اجتماعی پیش می آمد. ما در حقیقت، نمی خواهیم وارد آن مسائل اجتماعی شویم. پس آن 37 درصد، رقم بالایی نبود ولی نجات دهنده صنعت سیمان در سال 1398 شد.

*قبول دارید که استخدام افراد مازاد، یک اقدام غیر اقتصادی برای فعالیت یک کارخانه است؟

-ما در این زمینه ناچار هستیم. وقتی که کارخانه در منطقه محروم تاسیس می شود آن منطفه انتظار دارد، تعدادی از جحوانان شان مشغول به کار شوند. در نتیجه از طریق فرماندار و غیره، فشار می آورند که مثلاً این 5 نفر هم استخدام کنید یا این 10 نفر را استخدام کنید و همین طور قضیه ادامه دارد.

*به هر حال، با این استخدام های مازاد بر نیاز واقعی کارخانه، قیمت تمام شده بالا می رود.

-بله. قیمت تمام شده بالا می رود ولی به هر حال چنین وضعیتی وجود دارد. روش های مختلفی برای مقابله با مشکلات وجود دارد. اگر قرار باشد قیمت سیمان را بالا نبریم ولی بخواهیم هزینه را پایین بیاوریم، برای مثال مجبوریم تعمیرات کمتری انجام بدهیم یا مجبوریم در تعمیراتی که قطعه می خواهد کارخانه باید موقتاً تعطیل شود.
پیش بینی ما این بود که اگر افزایش قیمت سیمان اتفاق نمی افتاد، تعدادی زیادی از کارخانه های سیمان مجبور به توقف و اخراج کارکنان خودشان می شدند یعنی تولید سیمان، دیگر مقرون به صرفه نمی شد.
افزایش قیمتی که در سال 1398 عملی شد، تقریباً صنعت سیمان را حفظ کرد تا این صنعت بتواند ادامه حیات بدهد و خدماتش را به جامعه ارائه کند.

*جنابعالی در مورد چشم انداز سال 1399 چه وضعیتی را تصور می کنید؟

-در سال 1399 پیش بینی خوشبینانه ما این است که مثل سال 1397 باشیم چون سال 1398، یک سال استثنایی بود. مگر این که قیمت ها را به درستی تعدیل کنند. این که می گوییم درست تعدیل کنند، دلیل دارد.
کالاهایی مثل سیمان و شیشه، در سه ماهه آخر سال 1398 صفر درصد افزایش نرخ داشته اند ولی سایر مصالح ساختمانی، افزایش قیمت داشته اند.
یک بررسی دیگر توسط برخی موسسات مالی و حتی مرکز پژوهش های مجلس شده مبنی بر این که تمام مصالح ساختمانی افزایش چشمگیر داشته اند الّا سیمان و در سال هایی که قرار بوده که قیمت سیمان ثابت بماند، سیمان فقط سرکوب قیمت داشته است.
در سال 1399 که سال «جهش تولید» است باید به این صنعت مهم و استراتژیک رسیدگی کرد. ما می دانیم که قیمت فولاد، خیلی گران شده. اگر نسبت قیمت سیمان و فولاد را بررسی کنیم تقریباً یک به هفت یا یک به هشت یا یک به نُه بوده یعنی سیمان 9 برابر گران تر از سیمان بوده ولی امروز قیمت فولاد 30 برابر سیمان سات و این یک نسبت غیر منطقی و غیر معقول است.

*بر اساس توافقاتی که انجام شده بود قرار بوده که طی 2 مرحله افزایش قیمت عملی شود یعنی اولین مرحله در تیر ماه بوده و مرحله دوم باید در آبان 1398 اتفاق می افتاد و در مجموع و با این 2 بار افزایش، قیمت سیمان 100 درصد افزایش پیدا می کرد.
در نهایت اولین مرحله با 37 درصد افزایش در تیر پارسال عملی شده ولی مرحله دوم به خاطر ناآرامی های آبان، کلاً منتفی شد.

-ما دیگر حق را به آنها دادیم و دیگر شرایط مناسبی نبود. بالاخره بنزین گران شده بود. صنعت سیمان، یک صنعتی است که برای آن، مسائل اجتماعی هم اهمیت دارد و با نظام نیز هماهنگ است.
صنعت سیمان، تنها صنعتی باشد که در دهه 80 آن رشد ظرفیت سازی را تجربه کرد و شاید هیچ صنعتی این طور نبود. این صنعت، یک صنعت متعهد است. هر چند به خاطر ارزان بودن محصول آن، خیلی به آن توجه نمی شود.
وقتی یک کیسه 50 کیلوگرمی سیمان، به اندازه قیمت یک سطل «ماست» یا یک بسته «آدامس» است، دیگر فاجعه است. شما در دنیا، سیمان را با این قیمت پیدا نمی کنید. حتی قیمت سیمان در بازار داخلی افغانستان و عراق، بالای 65 دلار دارد یعنی 65 دلار قیمت داخلی سیمان در این دو کشور است.
ما یک کیسه 50 کیلوگرمی سیمان را به قیمت 12 یا 13 هزار تومان می دهیم که کیلویی دویست و خرده ای می شود. مصالح ساختمانی دیگر، حدود 50 درصد افزایش نرخ در سال 1398 داشتند ولی ما 37 درصد افزایش داشتیم.
حتی آن 37 درصد اتفاق نیفتاد چون ما سیمان را از جاهای پرتولید به جای پُرمصرف ببریم و باید تفاوت کرایه حمل را هم بدهیم.

*در فروردین 1399، گفته اید که قیمت هر پاکت 50 کیلویی سیمان 13 هزار تومان است.

-با قیمت 13 هزار تومان به دست مصرف کننده می رسد ولی کارخانه با قیمت 10 هزار تومان می فروشد.

*با این حال خودتان قبول دارید که به خاطر استخدام های بیش ز حدی که داشته اید هزینه های تولید بالاتر می رود.

-بحث استخدام، یک بحث است. ما اگر بخواهیم هزینه ها را کاهش بدهیم یک راه این است که تعدیل نیرو داشته باشیم. یک راه حل هم این است که کارخانه به مدت 6 ماه کار نکند.

*آیا این امکان وجود دارد که در فازهای جدید کارخانجات سیمان فعلی کشور، همان افراد مازاد به کار گرفته شوند و نه این که افراد جدید استخدام شوند؟

-فاز جدید وجود ندارد و الان هیچ سرمایه گذاری، حاضر نیست سرمایه گذاری کند و کارخانه سیمان تاسیس کند. برای این که سرمایه گذاری او، هیچ توجیه اقتصادی ندارد. کارخانجاتی که طرح توسعه ای داشتند و برخی از ماشین آلات خودشان را وارد کرده اند، تقریباً متوقف هستند و بانک ها نیز به آنها وام نمی دهند.
کشور ما هم، به سیمان نیاز ندارد چون ما اگر الان با ظرفیت کامل تولید کنیم، سالیانه 20 میلیون تُن مازاد تولید داریم.

*آقای مرتضی داداش رئیس هیات مدیره انجمن در سال 1398 گفته بودند برآورد این است که 67 میلیون تُن تولید سیمان داشته باشیم و چشم انداز را برای افق سال 1400 شمسی 100 میلیون تُن اعلام کرده بودند اما جنابعالی در اردیبهشت امسال گفته اید که در سال 1398 فقط 60 میلیون تُن تولید شده.

-ما در سال 1397 در حد 60 میلیون تُن سیمان تولید کردیم. ما کِلینکر و سیمان تولید کرده و بخشی از کلینکر را صادر کرده ایم. در حد 70 میلیون تُن، جمع کل مصارف کلینکر و سیمان در داخل و صادراتی بوده که 10 تا 12 درصد بیش از سال قبل است.

*اعلام کرده اید که در سال 1398 در حد 10.8 میلیون تُن کلینکر و 6.7 میلیون تُن سیمان صادر شده. در سال های گذشته، برخی کشورهای همسایه از جمله عراق، سیمان وارد می کردند ولی الان تاکید بر واردات کلینکر دارند که ماده اولیه تولید سیمان است.

-در سال های قبل عراق و جمهوری آذربایجان، هم کلینکر می بردند و هم سیمان. عراق، عمدتاً سیمان می برد، اما از حدود سه سال پیش، عراق تصمیم گرفت از واحدهای خودش تولید بگیرد.
در نتیجه عراق، سیمان تولید می کند و برای مثال در کردستان عراق و در مناطق مرکزی این کشور، سیمان تولید می شود ولی تعدادی از واحدهای آنها نیزا به کلینکر دارند. به همین دلیل، این واحدها کلینکر وارد می کنند.
الان قیمت صادراتی کلینکر، قیمت خوبی است و خام فروشی نیست. چون کلینکر، یک فرایند تولید، بعد از این که خاکی که می پزیم و کلینکر تولید می شود.

*جنابعالی در همین سال 1399 اعلام کرده اید که میانگین قیمت کلینکر و سیمان صادراتی 21 دلار است. آیا دیگر برای کشوری مثل عراق، سود هم دارد که کلینکر را زا ایران بخرد و سیمان تولید کند؟

-بله؛ برای آنها سود خوبی دارد. البته هزینه حمل به داخل عراق و هزینه های گمرکی به آن اضافه می شود ولی برای عراق هم به صرفه است یعنی تاجرانی که از ما کلینکر می خرند و می برند سود خوبی دارند.

*تعداد 12 کارخانه سیمان با ظذرفیت های مختلف از جمله با ظرفیت یک میلیون تُن و ظرفیت 180 هزار تُن در سال. حدود 10.5 میلیون تُن، ظرفیت تولید این واحدهای جدید در حال ساخت است.
به طور مشخص کارخانه سیمان خرم آباد گفته شده که یک میلیون تُن ظرفیت دارد و در سال 1400 افتتاح می شود.
ما می دانیم کارخانه در حال تاسیس سیمان خرم آباد، دچار مشکل شده و نمی تواند برای تکمیل خود، تامین منابع انجام بدهد. آیا ممکن هست که این نوع کارخانه افتتاح شود و تولید فرضاً به 100 میلیون تُن گفته شده برسد؟

-در یک حالت تحقق تولید 100 میلیون تنی امکانپذیر است و آن، این که قیمت سیمان منطقی شود و سرمایه گذار بداند برگشت سرمایه به موقع اتفاق می افتد اما با قیمت امروز سیمان، در سال 1400 این کارخانه راه اندازی نمی شوند.

*مصرف داخلی کشور در حد 53 و همچنین 54 میلیون تُن اعلام شده. اگر تولید کل سیمان کشور از طرفیت فعلی و نصب شده 86 میلیون تُن به 100 میلیون تُن در سال برسد، آیا ما می توانیم صادرات خوبی داشته باشیم و بیش از رقم های صادراتی سال 1398؟

-قطعاً خیر. برای این که سیمان، کالای صادراتی نیست. سیمان، فقط در کشورهای اطراف خودمان قابل مصرف است. کشورهای اطراف ما، مشتری هستند و روی مصرف آنها حساب باز کرده ایم.
از نظر صادرات، سیمان یک کالای حجیم و در عین حال کم ارزش است. پس کرایه حممل آن، تاثیرگذار است و یک تُن سیمان تا حمل شده و به بندر ارسال شود، به اندازه قیمت سیمان، هزینه حمل دارد. در نتیجه نمی تواند در مسافت های دور مثل قاره آفریقا، قابل رقابت باشد.
برای مثال، ظرفیت جذب سیمان کشور افغانستان، می تواند بیش تر شود ولی به شرطی که به صادرکنندگان ایرانی امیتازاتی بدهیم که بتوانند بیش تر صادر کنند یا می توانیم به عراق و کویت، کلینکر صادر کنیم.
اگر ظرفیت تولید ما به 100 یا 200 یا 300 میلیون تُن هم برسد ظرفیت صادرات ما بیسار بیش از 17 میلیون تُن فعلی نخواهد بود و مثلا می تواند 18 میلیون تُن شود. حداقل تا سال 1400 نمی توانیم بیش تر صادر کنیم.

*اگر تاکید بر این باشد که در داخل کشور ارزش افزوده ایجاد شود و کلینکر به سیمانت تبدیل شود…

-در این حالت مصیبت داریم.

*آیا همان سیمان تولیدی (و نه کلینکر) خریدار خارجی خواهد داشت؟

-خیر. ما ظروف مرتبط با هم هستیم. اندازه اقتصاد ما و رشد اقتصادی ما مشخص است و همه بخش های اقتصاد ما مثل یک زنجیره به هم وصل است. وقتی رشد اقتصادی کشور ما منفی یا صفر می شود نباید انتظار داشته باشیم که ساخت و ساز اضافه شود یا پروژه های عمرانی شروع شود.

*در مجموع هم برآورد شده بود که در سال 1398 در حد 330 میلیون دلار صادرات سیمان خواهیم داشت. نهایتاً از نظر دلاری چقدر صادر شد؟

-ما محاسبه نکرده ایم ولی اگر مقدار صادرات سیمان و کلینکر را با قیمت های پایه صادراتی حساب کنیم، فکر می کنم کل صادرات سال 1398 در حد 300 تا 400 میلیون دلار شده باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.