نخستين مرجع تعیین و اعلام قیمت پایه محصولات معدنی و صنایع معدنی وابسته

داستان ثروت معدنی یک تریلیون دلاری افغانستان

0 4,621

اگر اخیرا جستجوی کوتاهی در گوگل در رابطه با منابع معدنی افغانستان داشته اید مطمئنا با ده ها مقاله روبرو شده اید که به منابع معدنی یک تریلیون دلاری افغانستان که به دست طالبان افتاده اشاره کرده یا به مقالاتی در رابطه با تلاش های چین برای بهره مندی از این منابع برخورده اید. در واقع این داستان ذخایر یک تریلیون دلاری مواد معدنی افغانستان به یک مقاله نیویورک تایمز در سال 2010 و مصاحبه با فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان در آن زمان بر می گردد.

در آن مقاله مطرح شده بود که به گفته مقامات ارشد دولت آمریکا ، ایالات متحده تقریبا یک تریلیون دلار ذخایر معدنی دست نخورده در افغانستان ، کشف کرده که بسیار فراتر از ذخایر شناخته شده قبلی بوده است و برای تغییر اساسی در اقتصاد افغانستان و شاید اتمام جنگ در افغانستان کافی باشد.

مقامات امریکایی آن زمان اعتقاد داشتند که ذخایری که قبلا ناشناخته بودند شامل رگه های عظیم آهن ، مس ، کبالت ، طلا و فلزات حیاتی صنعتی مانند لیتیوم است و شامل بسیاری از مواد معدنی است که برای صنعت مدرن ضروری است به طوری که در نهایت می تواند افغانستان را به یکی از مهمترین مراکز معدنی دنیا تبدیل کند.

داستان این گنجینه یک تریلیون دلاری افغانستان سه سال پس از حمله امریکا  به افغانستان آغاز شد. در سال 2004 ، زمین شناسان آمریکایی که به عنوان بخشی از برنامه بازسازی گسترده  به افغانستان اعزام شده بودند ، در کتابخانه اداره زمین شناسی افغانستان در کابل با مجموعه نمودارها و داده های قدیمی روبرو شدند که به ذخایر معدنی مهم در این کشور اشاره می کرد. در ابتدا زمین شناسان آمریکایی تنها نشانه هایی از این رگه های بزرگ را یافتند ، اما  زود دریافتند که داده ها توسط متخصصان معدنی شوروی در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی در دهه 1980 جمع آوری شده است. ( که البته این هم صحیح نبود و داده ها نشان می داد سال 1977 قبل از حمله شوری توسط عبدالله،چمیریف و دیگران در برنامه ای تحت نظارت سازمان ملل این اطلاعات جمع  آوری شده است). حال که سازمان زمین شناسی امریکا مجهز به نمودارهای قدیمی روسیه بود، مجموعه ای از بررسی های هوایی از منابع معدنی افغانستان را در سال 2006 با استفاده از تجهیزات پیشرفته اندازه گیری هوایی انجام داد.

این مقاله ادامه می دهد: داده های آن پروازها آنقدر امیدوار کننده بود که در سال 2007 ، زمین شناسان برای یک مطالعه پیچیده تر بازگشتند. زمین شناسان آمریکایی که اطلاعات جدید را مورد بررسی قرار دادند ، گفتند نتایج حیرت انگیز است. اگرچه در مطالعات جدید امریکایی ها تنها چند مورد ذخایر جدید به تحقیقات قبلی روس ها اضافه شده بود.

در سال 2009 ، یک نیروی کار پنتاگون که برنامه های توسعه تجارت در عراق را ایجاد کرده بود ، به افغانستان منتقل شد و به این داده های زمین شناسی رسید. تا آن زمان ، هیچ کس به جز زمین شناسان برای بررسی اطلاعات کاری نکرده بود و هیچ کس به دنبال ترجمه داده های فنی برای اندازه گیری ارزش اقتصادی بالقوه این  ذخایر معدنی نبوده است. از این رو پس از آن پنتاگون تیم هایی از متخصصان معدنی آمریکا را برای اعتبارسنجی یافته های این نظرسنجی به افغانستان  آورد.

اما نکته اینجاست که در صنعت معدن حساب و کتاب ارزش ذخایر معدنی این طور نیست که تن و اونس “برآورد احتمالی ذخیره های معدنی کشف نشده” را در قیمت ها ضرب کنیم و یک رقم به دست آوریم. به آمار ذخایر ثبت شده توسط عبدالله و همکاران، امریکایی ها 32 میلیون تن ذخایر مس جدید اضافه کردند تا منابع کل مس در کشور به 60 میلیون تن برسد. با قیمت متوسط مس 7،562 دلار در تن در سال 2010 این مبلغ 453 میلیارد دلار است. حدود 600 هزار تن کبالت ( به ارزش27 میلیارد دلار با قیمت سال 2010) و 724 هزار تن مولیبدن (18 میلیارد دلار) نیز در سبد مس قرار داده شد و 27 میلیون تن پتاس که با قیمت متوسط سال 2010 کمتر از 10 میلیارد دلار به فروش می رسید.

مسئله اینجاست که آن زمان عناصر خاکی کمیاب قیمت های بسیار متغیری در بازارهای جهانی داشتند و باید دید امریکایی ها چطور توانستند ارزش دلاری برای 1.4 میلیون تن ذخایر خاکی کمیاب افغانستان که آن هم به صورت هوایی ارزیابی شده تخمین بزنند.

در سال 1977 فقط 2.7 تن یا 86743 اونس طلا شناسایی شد. امریکایی ها مطالعه بیشتری روی ذخایر اولیه طلا را توصیه کردند ، اما 682 تن طلا (26.8 میلیارد دلار با میانگین قیمت طلا در سال 2010) و 9.067 تن نقره (5.9 میلیارد دلار) را با ذخایر مس مرتبط دانستند. همچنین  آن ها 36 میلیون متر مکعب ماسه به داده های شوروی افزوده اند. تصور کنید اعلام می شد ارتش ایالات متحده  ده سال پس از اشغال  ذخایر وسیعی از ماسه را در افغانستان کشف کرده است.

ذخایر سرب ، روی ، قلع ، تنگستن ، باریت ، تالک ، لازوریت ، فلوریت ، هالیت و سلستیت و غیره افغانستان توسط  امریکایی ها برآورد نشده است و از آنجا که داده های پنتاگون محرمانه است ، فقط خودش می تواند برای آنها قیمت تعیین کند. اینکه آیا این گروه ویژه 32000 تن جیوه چشمه های آب گرم را نیز در این 1 تریلیون دلار گنجانده است یا نه نیز یک راز باقی می ماند. با اضافه کردن ذخایر سنگ آهن، این  12 صفر یک تریلیون دلار بیش از حد قابل انجام است.

مطالعه سال 2007 هیچ چیز اضافی  به 2.438 میلیارد تن یافت های عبدالله و همکارانش که سی سال قبل پیدا شده بود اضافه نمی کرد ، لازم نبود با قیمت سنگ آهن که در سال 2010 تا 120 دلار معامله می شد،  ارزشی بالغ بر 292 میلیارد دلار برای صنعت  فولاد افغانستان تعیین شود.

خلاصه این که آنچه واضح است این است که انتشار آن مقاله در آن زمان که امریکا درگیری شدیدی در افغانستان داشت تنها جنبه تبلیغاتی داشته و نمی توان با رقمی چون یک تریلیون یا حتی 3 تریلیون دلار که بعدها نیز مطرح شد بر ذخایر معدنی افغانستان ارزش گذاری نمود.

این که همه رسانه های ایالات متحده و اکثر رسانه های بین المللی یک دهه بعد همچنان طوطی وار این داستان یک تریلیون دلاری را ادامه می دهند ، ارزش تبلیغاتی آن را نیز آشکار می کند. اینکه رسانه های غربی چگونه به راحتی این داستان را هضم کردند قابل توجیه نیست ، اما آن طور که افغان ها در مورد ثروت معدنی کشورشان فریب خوردند ظالمانه به نظر می رسد.

آن زمان این حجمه تبلیغاتی موجب شد در حالی که همه منتظر بودند نظر حامد کرزای را در این مورد بشنوند ، برخی از خبرنگاران افغان با هیجان بین خود محاسبه کردند که اگر هر ذخیره معدنی به طور مساوی تقسیم شود ، هر افغانی  چقدر می گیرد. “با فرض ارزش گذاری یک تریلیون دلاری و جمعیت 29 میلیون نفری افغانستان ، به هر مرد ، زن و کودک افغان 34،482،76 دلار می رسید.”

در هر حال علاوه بر این گنجیه معدنی، برآورد می شود افغانستان حدود دو میلیارد بشکه نفت خام و بیش از یک تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی دارد. این روزها نفت و گاز به اندازه مواد معدنی هیجان انگیز نیستند. اما این حقیقت که ذخایر مواد معدنی و فلزات مذکور بهره برداری نشده اند، به وجود مشکل در بهره برداری از آنها در این کشور اشاره دارد.

آمریکا نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار برای کمک به افغانستان برای سامان دهی بخش معدن سرمایه گذاری کرد اما این سرمایه گذاری به ثمر ننشست که تا حدودی به دلیل عدم تمایل دولت افغانستان برای دادن تعهدات جدی بود. علت این بی رغبتی هم این بود که با وجود ثروت معدنی عظیم، افغانستان یک کشور جنگ زده با وضعیتی آشفته و نا پایدار بوده است. حال باید منتظر ماند و دید آیا طالبان می توانند ثبات سیاسی نسبی جهت توسعه بخش معدن و بهره برداری از ذخایر معدنی این کشو را فراهم سازند یا خیر. شاید کشورهای محکوم کننده طالبان سر میز منابع این کشور جایی نداشته باشند در حالی که به شدت به این منابع نیازمند هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.